Azarbaijany’s Blog

Just another WordPress.com weblog

::Dar al-hadith Cultural-Scientific Institute:: – Content

1 100 MAXIMS FORM IMAM ALI (A.S) & IMAM ALI BIN MUSA AL-RIDA (A.S)   Hadith Texts 812
2 A BOUNDLE OF FLOWERS Faghih Imani, Sayyid Kamal Hadith Texts 536
3 ABU HURAYRA Sharafuddeen, Abdul-Hussayn Rijal (Chain of Transmitters) 474
4 AL-HADITH AL-QUDSI Baqri, S. M. Zaki Fourty Hadith 550
5 AL-KAFI (With Arabic Text) Kulayni, Mohammad Bin Yaqoob Hadith Texts 1190
6 AL-MAWAAIZ Sheikh Saduoq Hadith Texts 526
7 AL-SAHIFA AL-KAMILAH AL-SAJJADIYYA Imam Ali Ibn Al-Husain (A.S) Supplication 347
8 ASHURA – MISREPRESENTATIONS AND DISTORTIONS Mutahhari, Murtada Ahl Al-Bayt & Hadith 405
9 FADHAAIL AL-SHIA Sheikh Saduoq Hadith Texts 486
10 FASCINATING DISCOURSES OF THE FOURTEEN INFALLIBLES (A.S) Muhammade Eshtehardi, Muhammad Fourty Hadith 376
11 FOURTY AHADITH ON GHADIR Sharifi, Mahmud Fourty Hadith 411
12 FOURTY AHADITH ON HAJJ Mahdipur, Mahmud Fourty Hadith 409
13 FOURTY AHADITH ON SALAT Mahdavi, Shahnawaz (Translator) Fourty Hadith 383
14 FOURTY HADITH Khumayni, Imam Ruhullah Al-Musawi Hadith Teachings 333
15 FOURTY HADITH Lavasani, Seyed Ali Fourty Hadith 498
16 FOURTY HADITH – THE NOBLE QURAN ‘Adili, Majid Fourty Hadith 360
17 FOURTY HADITH OF MOURNINIG Muhaddathi, Jawad & Shahnawaz Mahdavi Fourty Hadith 222
18 GLIMPSES OF THE NAHJ AL-BALAGHAH Mutahhari, Murtada Nahj al-Balaghah 1337
19 HADITH OF HALILA al Joufi, Mufazal ibn Umar Hadith Texts 420
20 HISHAM IBN HAKAM Atai, M. Reza Rijal (Chain of Transmitters) 502
21 HORIZONS OF THOUGHTS (A BRIEF COMMENTARY ON ZIYARAT `ASHURA) Zaynu’l `Abidin, Abu Muhammad Hadith Teachings 509
22 LESSONS FROM NAHJ AL-BALAGHAH Khamenei, Sayyed Ali Nahj al-Balaghah 434
23 LIGHTS ON THE MUHAMMADAN SUNNAH Abu Riyyah, Mahmud Tradition 357
24 MANIFESTATIONS OF THE ALL-MERCIFUL Zaynu’l ‘Abidin, Abu Muhammad Hadith Teachings 314
25 MISHKAT AL-ANWAR FI GHURAR AL-AKHBAR Tabresi, Hassan Ibn Fazl Ibn Hassan Hadith Texts 474
26 NAHJ AL-BALAGHAH Imam Ali B. Abi Taalib (As) Hadith Texts 429
27 NAHJ AL-FASAHA Vahid Dastjerdi, Hossein Hadith Texts 473
28 ONE HUNDRED FIFTY LESSONS FOR LIFE Makarem Shirazi, Naser (Ayatullah- Al ozma) Hadith Teachings 442
29 SCIENCES OF HADITH Leghaei, Mansour General Issues 1279
30 TAWHEED AL-MUFADHDHAL Imam Jafar As-Sadiq(A.S) Hadith Texts 393

| 1 – 30 | 31 – 60 |

 

 

http://www.darolhadith.com/modules.php?name=Content&pa=byCat&cid=1

Dekabr 7, 2011 Posted by | Islam, اسلام | Bir şərh yazın

Ashura and Imam Hussain , Imam Husain in Karbala, Know Husein third grand son of Islam prophet

http://www.tebyan.net/Events_History/Islamic_Events/2011/12/3/189620.html


 

 

The History and Philosophy of Aza of Imam Hussein-part 1

The History and Philosophy of Aza of Imam Hussein-part 2

The History and Philosophy of Aza of Imam Hussein-part 3

The History and Philosophy of Aza of Imam Hussein-part 4

History of Ta"zieh in Iran

Etymology of Imam Hussein’s Aza

Shia Hadiths about Imam Hussein (A.S)

What Non-Muslims Say About Hossein THE THIRD SUCCESSOR OF PROPHET MUHAMMAD

Muharram in Africa: Northern Africa

Muharram in Africa: Western and Eastern Africa

Sunnis’ view of the mourning for Imam Hussain

A brief look at Imam Hussein (A.S)-part 1

A brief look at Imam Hussein (A.S)-part 2

A brief look at Imam Hussein (A.S)-part 3

A brief look at Imam Hussein (A.S)-part 4

Maxims of Imam Hussein (A.S)-part 1

Maxims of Imam Hussein (A.S)-part 2

Maxims of Imam Hussein (A.S)-part 3

Maxims of Imam Hussein (A.S)-part 4

Maxims of Imam Hussein (A.S)-part 5

Maxims of Imam Hussein (A.S)-part 6

Maxims of Imam Hussein (A.S)-part 7

Maxims of Imam Hussein (A.S)-part 8

Maxims of Imam Hussein (A.S)-part 9

Maxims of Imam Hussein (A.S)-part 10

Abbas (A.S)-The Standard Bearer of Hussein (A.S)-part 1

Abbas (A.S)-The Standard Bearer of Hussein (A.S)-part 2

Abbas (A.S)-The Standard Bearer of Hussein A.S-part 3

Abbas (A.S)-The Standard Bearer of Hussein A.S-part 4

The Iranian Drama, Ta’ziyeh (Video)

Mourning the Imam

History of the Shrine of Imam Hussein A.S-part 1

History of the Shrine of Imam Hussein A.S-part 1

The Mother of Four   (Audio)

Sakina Cries (Audio)

O my father where are you? (Audio)

When You Went To Karbala (Audio)

Riderless (Audio)

Prolong (Audio)

Hope (Audio)

Grievous Day (Audio)

Hussein is of me (Audio)

wa husseina (Audio)

Every day is Ashura, Every land is karbala (Audio)

karbala is my heart (Audio)

What happened in the camp? (Audio)

Taziyeh Plays Popular in Iran (Photo Gallery)

Imam Hussein’s shrine (Photo Gallery)

Bloody Ascension (2010)

Moharram, Commemoration of Imam Hussein’s Martyr (2008)

 

 

Dekabr 7, 2011 Posted by | Islam, اسلام | Bir şərh yazın

البث المباشر من الحرمين الشريفين

http://live.gph.gov.sa/mkch.html

Noyabr 28, 2011 Posted by | Islam, اسلام | Bir şərh yazın

مناظره آيت الله العظمی خويي با کشيش مسيحي

مناظره آيت الله العظمی خويي با کشيش مسيحي
يکي از مهمترين راههاي شناخت انبياء، ارائه کاري فرا بشري توسط آنهاست که قرآن کريم از آن، با عنوان "بيّنه" و يا "آيت" تعبير مي‌کند و در بين مسلمين از آن به "معجزه" ياد مي‌شود.
 

صدای شیعه: چون نبوت پيامبران گذشته به دوران معين و محدودى اختصاص داشت، دوران معجزه آنان نيز طبعا کوتاه و محدود و تنها براى مردم آن دوران بوده است؛ زيرا براى عده‏اى از مردم آن عصر، با ديدن اين معجزه‏هاى موقت و محدود اتمام حجت مى‏گرديد و براى عده ديگر نيز به وسيله نقل پياپى و متواتر، اذعان و يقين حاصل و حجت خدا بر آنان تمام مى‏شد.

ولى يک شريعت و نبوت جاودانى، بايد داراى يک معجزه و بيّنه جاويد نيز باشد؛ زيرا معجزه اگر محدود و منحصر به يک زمان گردد، گذشتگان و آيندگان نمى‏توانند آن را با چشم خود درک نمايند و اخبار و نقل‏هاى پي در پي نيز در اثر مرور زمان ممکن است از بين برود و يا لااقل در اثر عوامل مختلف، ترديدهايى در آنها به وجود آيد.
در اين صورت براى مردم آينده که اين نشانه‌ها و کارهاي فرابشري را نتوانسته‏اند ببينند، حجت تمام نمى‏گردد.

اين نکته موضوع مهمي را در رابطه با اديان آسماني بيان مي‌دارد. از همين رو مرحوم آيت الله خويي از مراجع بزرگ تقليد شيعيان در قالب مباحثه‌اي علمي با يکي از علماي يهود اين موضوع را به گفتگو مي‌نشيند که دوران دين يهود سپرى شده و دلايل و معجزاتشان تمام شده است …

ايشان از آن عالم يهودي مي‌پرسد: آيا شريعت تنها براى يهودى‏هاست و يا به تمام مردم و ملت‏ها عموميت دارد؟

اگر اختصاص به ملت يهود داشته باشد، ملت‏هاى ديگر به پيامبر ديگرى نيازمند خواهند بود و آن پيامبر به نظر شما جز پيامبر اسلام چه کسى مى‏تواند باشد؟ اگر شريعت موسى(عليه السلام) همگانى و جهانى است و به تمام بشر و انسان‏ها عموميت دارد، پس به يک دليل هميشگى و گواه زنده‏اى نيازمند خواهد بود. در صورتى که امروز چنين دليل و گواهى در دست نيست؛ زيرا معجزات حضرت موسى (عليه السلام) به عصر خود وى اختصاص داشت و بعد از وى، اثرى از آن باقى نمانده است تا موجب باور و يقين شود و بقا و استمرار آئين يهود را براى هميشه ثابت کند و در تمام اعصار و قرون، گواه حقانيت آن باشد.

اگر بگوييد: گرچه اين معجزات فعلا وجود ندارد، ولى تواتر اخبار و نقل‏هاى فراوان، وجود آن‏ها را روشن و مسلم مى‏سازد، در جواب خواهيم گفت که:

اولا: معجزه، در صورتى مى‏تواند، از راه تواتر ثابت شود که تعداد ناقلانش به حدى برسند که در ميان مردم موجب يقين شود. اما شما نمى‏توانيد چنين تواتري را در اثبات معجزات حضرت موسى (عليه السلام) در هر عصرى و ميان هر ملت و نسلى ثابت کنيد.

ثانيا: اگر تنها نقل معجزات در اثبات يک حقيقت کفايت کند، اين که به معجزات حضرت موسى اختصاص ندارد، شما معجزات حضرت موسى(عليه السلام) را نقل مى‏کنيد، مسيحيان معجزات حضرت عيسى (عليه السلام) را نقل مى‏کنند، مسلمانان نيز معجزات پيامبرشان را. پس چه تفاوتى در ميان اين نقل‏ها هست که گفتار شما در نقل معجزات حضرت موسى(عليه السلام) پذيرفته شود ولى گفتار ديگران نه! اگر تنها نقل معجزات يک پيامبر موجب تصديق آن پيامبر شود، شما چرا نبوت پيامبران ديگر را که معجزات همه آنان نقل شده است، تصديق نمى‏کنيد؟

عالم يهودي در پاسخ گفت: معجزاتى که يهوديان براى حضرت موسى(عليه السلام) نقل مى‏کنند، مسيحيان و مسلمانان نيز آن‏ها را تصديق مى‏نمايند و به صحت آن‏ها اعتراف دارند و اما معجزات پيامبران ديگر، مورد قبول همه نيست. اين است که آن‏ها به دلائل ديگر نيازمندند تا به مرحله اثبات برسند.

 قرآن تنها معجزه جاودان و هميشگى است که صحت تمام کتب آسمانى پيشين را امضا و به صدق و پاکى تمام پيامبران گذشته شهادت مى‏دهد و به آنان ارج مى‏نهد.

آيت الله خويي فرمود: آرى، درست است که مسيحيان و مسلمانان نيز معجزات حضرت موسى(عليه السلام) را قبول دارند، ولى نه از راه تواتر و نقل‏هاى يهوديان. بلکه به علت اين که پيامبرانشان از آن معجزات خبر داده‏اند. مسيحيان و مسلمانان، معجزات حضرت موسى (عليه السلام) را به وسيله پيامبرانشان مى‏شناسند و اگر نبوت آنان را نپذيرند، راهى به درستي معجزات حضرت موسى نخواهند داشت تا او را به پيامبرى قبول کنند.

اين اشکال تنها به دين يهود اختصاص ندارد؛ بلکه به تمام اديان گذشته هم متوجه است و تنها دين اسلام است که معجزه آن جاودان و در تمام قرون و اعصار زنده و در ميان تمام ملت‏ها و نسل‏ها جريان دارد و تا روز رستاخيز با جهانيان سخن مى‏گويد و آنان را به سوى حق دعوت مى‏کند.

ما از راه اين معجزه جاودان و جارى که همان قرآن است، اسلام را مى‏شناسيم و آن را تصديق مى‏کنيم، اسلام را که شناختيم و پذيرفتيم، از تصديق تمام پيامبران گذشته نيز ناگزيريم؛ زيرا که قرآن و پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) آنان را امضا و تأييد کرده است.

کوتاه سخن اين که قرآن تنها معجزه جاودان و هميشگى است که صحت تمام کتب آسمانى پيشين را امضا و به صدق و پاکى تمام پيامبران گذشته شهادت مى‏دهد و به آنان ارج مى‏نهد.

 

(برگرفته از کتاب "البيان فى تفسير القرآن‏"(1)، تأليف: آيت الله العظمي خويي (با اندکي تغييرات

تنظيم: شکوري_گروه دين و انديشه تبيان

1. متن فوق، از ترجمه فارسي کتاب "البيان فى تفسير القرآن" که با نام "بيان در علوم و مسائل کلى قرآن"‏ توسط آقايان محمد صادق نجمي و هاشم هاشم زاده هريسي ترجمه و نشر گرديده، اقتباس شده است.

Noyabr 22, 2011 Posted by | Islam, اسلام | Bir şərh yazın

غدیر خم تعیین جانشین پیامبر اسلام به دستور خداوند متعال noor hidayat, shia beliefs, sunni reference, khulafa, islam way, five pillars of islam, imamat, نور هدا یت امامت سنت – کتب علمای اهل سنت عقاید شیعه را تایید میکند -عقاید شیعه و سنی

http://www.noorhedayat.faithweb.com/ghadir.html

 

واقعه غدير از ابتداي وقوع آن تا عصر حاضر پيوسته از اصول مسلّم و از حوادث غير قابل ترديد مي‌باشد. بطوري كه موافق و مخالف بدون ترديد يا انكاري آن را روايت نموده‌اند.

حجة الوداع

در سال دهم بعد از هجرت، حضرت پيامبر اسلام رسول اكرم محمد(ص) به پيروان نزديك خود سفارش نمود كه تمام مردم در اقصي نقاط جهان اسلام را دعوت كنند كه به آخرين حج حضرت پيامبر ملحق بشوند. اين براي اولين بار بود كه مسلمين با چنين تعداد كثيري در يك محل در پيش پيشواي خود حاضر مي‌شدند. در راه مكه بيش از هفتاد هزار نفر به دنبال حضرت پيامبر (ص) راهي مكه بودند و در چهارمين روز ذي‌الحجه بيش از يكصد هزار نفر وارد مكه شده بودند.

نزول آيه 67 از سوره مباركه مائده

در هجدهم ذي الحجه سال 10 هجري، بعد از اتمام مراسم حج، پيامبر مكه را بسوي مدينه ترك نمود تا اينكه به محلي بنام غدير خم (نزديك جحفه) رسيدند كه در آن محل حجاج از هم جدا شده و هر كدام بسوي وطن خود مي‌رفتند. در اين محل، از سوي خداوند عزوجل آيه زير نازل شد :

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ

 (اي پيامبر ابلاغ كن آنچه را نازل شد بر تو از پروردگارت و اگر چنين نكني پس رسالت خود را نرسانده‌اي و خدا نگه مي‌دارد از مردم همانا خدا هدايت نكند قوم كافران را).

سوره مباركه مائده، آيه 67

در روايات زيادي به صراحت آمده كه آيه فوق روز غدير درباره اعلام جانشيني حضرت علي (ع) نازل شده است .

اين روايات را جمع زيادي از اصحاب منجمله «زيد بن ارقم» ، «ابوسعيد خدري»، «ابن عباس»، «جابربن عبدالله، «انصاري»، «ابن مسعود» و نقل كرده‌اند. بعضي از اين احاديث مانند حديث زيد بن ارقم از يك طريق و بعضي مانند حديث ابن عباس و ابوسعيد خدري هر كدام از يازده طريق و بعضي مانند حديث براءبن مازب به سه طريق نقل شده است.

منابع اهل سنت تأكيد كرده‌اند كه نزول آيه فوق قبل از سخنراني حضرت رسول اكرم (ص)در غدير خم بوده است :

- تفسير كبير، فخر رازي، زير تفسير آيه 67 : 5 ، ج 12، ص 50-49

- اسباب النزول، وحيدي، ص 50

- نزول القرآن. حافظ ابونعيم

- الفصول المهمه، ابن صباغ مالكي مكي، ص 24

- درالمنثور، حافظ سيوطي، تحت آيه 67 : 5

- سيره الحلبيه، نورالدين حلبي، ج 3، ص 31

- تفسير نيشابوري، ج 2، ص 194

و بسياري ديگر

 

خود اين آيه نشاندهنده آنست كه آنچه بر پيامبر نازل شده داراي چنان اهميتي است كه عدم ابلاغ آن با عدم رسالت برابري مي‌كند و فرمايش خداوند كه مي‌فرمايد «والله يعصمك من الناس» خود شاهدي است بر نگراني پيامبر از عكس‌العمل مردم و يا در واقع آشوب منافقين.

 

از روايات وارده در اينجا به ذكر دو نمونه بسنده مي‌كنيم :

واحدي در كتاب «اسباب نزول» به سند خود از عطيه از ابوسعيد خدري مي‌نويسد :

«آيه (يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك ) در روز غدير خم درباره علي بن ابيطالب نازل شد.

ثعلبي در ذيل آيه (يا ايها الرسول ) به سند خود از «ابوصالح» از «ابن عباس» روايت كرده كه گفت: اين آيه درباره علي بن ابيطالب نازل شد و خداوند امر كرد به پيغمبر به مردم برساند آنچه درباره علي است. اين بود كه پيامبر دست علي را گرفت و فرمود : «من كنت مولا فعلي مولا اللهم وال من والاه و عاد من عاداه».

سخنراني حضرت رسول اكرم (ص)

بعد از نزول آيه فوق‌الذكر (آيه 67 : 5)، پيامبر اسلام (ص) در كنار غدير خم ايستاد و افرادي را فرستاد كه آنها كه جلوتر رفته‌اند را برگردانند و منتظر ماند تا كسانيكه عقب مانده‌اند برسند. سپس به سلمان دستور داد تا با جهاز شتران، منبري درست كند. حوالي ظهر بود و هوا بسيار گرم بود. بطوريكه مردم دور پاهاي خود را پارچه مي‌پيچيدند تا شنهاي داغ صحرا پاهايشان را نسوزاند. مردم همه كنجكاو بودند كه اين چه مطلب مهم و سرنوشت‌سازي است كه حضرت پيامبر اكرم (ص) آنها را در اين گرماي سوزان نگهداشته است. در چنين روزي پيامبر خدا چند ساعت را در آنجا گذرانيد و سخنراني مفصلي نمود. نزديك به يكصد آيه قرائت نمود و در مورد اعمال و اعتقاد به مردم تذكر داد، در قسمتي از سخنراني خود كه بطور وسيعي توسط محدثين (سني و شيعه) نقل شده حضرت رسول اكرم(ص) فرمود :

«به نظر مي‌رسد كه زمان آن رسيده كه من دعوت حق را اجابت كنم و از ميان شما بروم. من ميان شما دو چيز با ارزش باقي مي‌گذارم كه اگر به آنها تمسك جوييد هيچ وقت بعد از من گمراه نخواهيد شد و آنها كتاب خدا و اهل بيت من هستند. آنها هرگز از هم جدا نمي‌شود تا اينكه در حوض بر من وارد شوند.»

سپس پيامبر خدا (ص) ادامه داد : «الست اولي بالمومنين من انفسهم؟» قالو : «بلي يا رسول الله».

(آيا من بيشتر از مومنين به خودشان اختياردارتر نيستم؟! مردم فرياد زدند: بلي يا رسول الله.)

 

قال : “فمن كنت مولاه فعلي مولاه. اللهم وال من والاه و عاد من عاداه»

سپس پيامبر (ص) دست علي را بلند كرد و فرمود : «هر كس من مولاي اويم، پس علي مولاي اوست. خدايا دوست بدار هركس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد».

منابع اهل سنت :

- صحيح ترمذي، ج 2، ص 298 ، ج 5، ص 63

- سنن ابن ماجه، ج 1، ص 12 و 43

- خصائص، نسائي، ص 4 و 21

- المستدرك الصبحيحين حاكم، ج 2، ص 129، ج 3، ص 110-109 و 116 و 371

- مسند احمد بن حنبل، ج 1. ص 84 و 118 و 119 و 152 و 330، ج 4.، ص 281 و 368 و 370 و 372 و 378، ج 5، ص 35 و 347 و 358 و 361 و 366 و 419 (40 راوي)

- فضائل الصحابه، احمد حنبل، ج 2، ص 563، 572

- مجمع الزوائد، هيثمي، ج 9، ص 103

- تفسير كبير، فخر رازي. ج 12، ص 50-49

- تفسير در المنثور، حافظ جلال الدين سيوطي، ج 3، ص 19

- تاريخ الخلفا، سيوطي، ص 169، 173

- البدايه و النهايه، ابن كثير، ج 3، ص 213، ج 5، ص 208

- اسدالغايه، ابن اثير، ج 4. ص 114

- مشكل الاثار، طهوي، ج 2، ص 308-307

- صواعق المحرقه، ابن حجر هيثمي، ص 26

- اصابه، ابن حجر عسقلاني، ج 2، ص 509، ج 1، قسمت 1، ص 319، 57/2، 29/3، 14/4

- تاريخ، خطيب بغدادي، ج8، ص 290

- حيلة اولياء، حافظ ابونعيم، ج 4، ص 23، ج 5، ص 27-26

- كنزالعمال، متقي هندي، ج 6، ص 154، 397

- ذخائر العقبي، محب طبري، ص 68

و بيشتر از صدها منابع ديگر

 

البته اين قسمتي از سخنراني حضرت پيامبر مي‌باشد.

مرحوم سيد ابن طاووس (از علماي اهل تشيع) مي‌گويد : اولين فرد از اهل سنت كه درباره غدير كتابي مستقل نوشته، حافظ ابوالعباس احمد بن محمد بن سعيد همداني معروف به «ابن عُقده» است. او نزد پيروان هر چهار مذهب اهل سنت مورد اعتماد مي‌باشد و اين كتاب را «حديث الولاية» ناميده است و در اين كتاب احاديث پيامبر را در اين باره و راويان حديث را ذكر كرده است. او نام صد نفر از اصحاب را كه حديث را نقل كرده‌اند ذكر نموده است.[1] منجمله: ابوبكر بن ابي قحافه، عبدالله بن عثمان، عمر بن خطاب، طلحه بن عبيدالله و كه بعداً بطور مفصل خواهد آمد.

البته مرحوم علامه اميني در كتاب «الغدير» اسامي 110 تن از اصحاب را كه حديث غدير را نقل كرده‌اند آورده است. ابن حجر عسقلاني در «فتح‌الباري» (ج 8. ص 76). گفته : اما حديث «من كنت مولاه فعلي مولاه» حديثي است كه ترمذي و نسائي آن را روايت كرده‌اند و طرق آن بسيار زياد است و ابن عقده آنها را در كتابي جداگانه آورده و بسياري از اسانيد آن صحيح و حسن است.[2]

نزول آيه تكميل دين اسلام

 

بلافاصله بعد از اتمام سخنراني حضرت رسول اكرم (ص)، اين قسمت از آيه سوره مائده نازل شد :

«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا»

(امروز دين را بر شما كامل كردم و نعمت را بر شما تمام نمودم و پسنديدم بر شما دين اسلام را)

سوره مائده، آيه 3

 

- در المنثور، حافظ جلال الدين سيوطي، ج 3، ص 19

- تاريخ خطيب بغدادي، ج 8، ص 290، 596

- مناقب، ابن مغازلي. ص 19

- تاريخ دمشق، ابن عساكر، ج 2، ص 75

- مناقب، خوارزمي حنفي، ص 80

- البدايه و النهايه، ابن كثير، ج 3، ص 213

- ينابيع الموده، قندوزي حنفي، ص 115

و بسياري ديگر.

 

آيه فوق خود بر اهميت جانشيني حضرت علي (ع) تأكيد دارد و خداوند متعال صراحتاً دين اسلام را با تعيين رهبري بعد از پيامبر كامل دانسته و اعلام جانشيني حضرت علي (ع) كامل كننده اسلام واتمام نعمت خداوند متعال مي‌باشد. و اگر به آيه دقت شود خداوند متعال با تعيين رهبري (امامت يا خلافت) بعد از پيامبر، اسلام را بعنوان دين مقبول مي‌داند. چنانچه مي‌فرمايد: «رضيت لكم الاسلام ديناً».

 

[1]- طرائف، سيد بن طاووس، ترجمه داود الهامي، ص 306-304.

[2]- همان كتاب.

 

حافظ ابوبكربن مردويه به سند خود از ابوسعيد خدري روايت كرده كه گفت : پيامبر، مردم را در غدير خم فرا خواند و امر كرد از زير درختان خارها را كندند و آن روز پنجشنبه بود. مردم را به سوي علي دعوت كرد و بازوي او را گرفت و بلند كرد آنچنان كه سفيدي زير بغل پيامبر نمايان شد و هنوز مردم متفرق نشده بودند كه اين وحي خدا نازل شد و جبرئيل اين آيه را بر پيامبر (ص) خواند : (اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام ديناً).

پيامبر (ص) فرمود : «الله اكبر الله اكبر علي اكمال الدين و انمام النعمة و رضي الرّب برسالتي والولاية لعلي من بعدي».

(خدا بزرگ است، خدا بزرگ است، بر تكميل دين و تمام كردن نعمت خود بر ما، از رسالت من و ولايت علي پس از من راضي و خشنود گشت).

سپس فرمود : «من كنت مولاه فعلي مولاه اللّهم و ال من والاه و عاد من عاده و انصر من نصره و اخذل من خذله».

(هر كس من مولا و رهبر او هستم، علي مولا و رهبر اوست، خدايا دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار، يارانش را ياري كن و آنها را كه او را خوار كنند خوار نما).

ضياء الدين مقبلي (متوفاي 1108 هجري) مي‌گويد : اگر حديث غدير ثابت و معلوم نباشد، پس ابداً در دين اسلام ثابت و معلومي وجود ندارد.[1]

بيعت صحابه با حضرت علي (ع)

بعد از سخنراني، حضرت پيامبر اسلام محمد (ص) از همه افراد خواستند كه با حضرت علي (ع) بيعت كنند. و مردم با حضرت علي (ع) بيعت كردند منجمله ابوبكر، عمر و عثمان. نقل شده كه عمر و ابوبكر موقع بيعت با حضرت علي (ع) گفتند :

«هنيئاً لك يا بن ابي طالب اصبحت مولاي و مولي كل مومن و مومنه»

(گوارا باد بر تو اي پسر ابوطالب كه براي هميشه مولاي من و مولاي هر مومن و مومنه شدي)

منابع اهل سنت :

- مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 281

- تفسير كبير، فخر رازي، ج 12، ص 50-49، ج 3، ص 636

- مشكاة المصابيح، خطيب تبريزي

- كتاب الولايه، ابن جرير طبري

- حديث الولايه، احمد بن عقده

- تاريخ خطيب بغدادي، ج 1. ص 290 و 596

- سرالعالمين، غزالي، ص 6

- تفسير طبري، ج 3، ص 428

- و نيز بيهقي، ثعلبي، دارقطني، ابن كثير و بسياري ديگر

 

 ابن مغازلي در كتاب المناقب (ص 19) به سند خود از ابو هريره روايت كرده كه گفت : هر كس روز هجدهم ذي‌الحجه را روزه بگيرد ثواب  شش ماه روزه برايش مي‌نويسند و آن روز، روز غدير خم است كه آن روز رسول خدا دست علي را گرفت و فرمود :

الست اولي بالمومنين من انفسهم؟ قالوا : بلي يا رسول الله  قال : فمن كنت مولاه فعلي مولاه.

(آيا من وليّ و صاحب اختيار مومنان بيشتر از خودشان نيستم؟ گفتند : بلي يا رسول الله   فرمود: هر كه من مولاي او هستم پس علي مولاي اوست).

پس عمر بن خطاب گفت : بخ بخ لك يا ين ابيطالب اصبحت مولاي و مولا كل مومن و مومنه»

(به به گوارا باد اي پسر ابوطالب كه براي هميشه مولاي من و مولاي هر زن و مرد مؤمن شدي).

 

و بعد از اعلام جانشيني حضرت علي (ع) توسط حضرت رسول اكرم(ص) خداي تعالي اين آيه را نازل كرد : «اليوم اكملت لكم دينكم».

 

توجه لازم است كه تمام فرمايشات و اعمال حضرت رسول اكرم (ص) مطابق با دستور خداوند متعال و مشيت اوست چرا كه خداوند متعال مي‌فرمايد :

«و اگر او (پيامبر) حتي يك كلمه بر ما دروغ مي‌بست. ما دست راست او را مي‌گرفتيم. سپس شريان قلبش را قطع مي‌كرديم آنگاه احدي از شما مدافع او نبود همانا اين (قرآن) تذكره‌اي براي پرهيزكاران است.»

سوره حاقه، آيات 47-44

و بر هر مسلماني اطاعت از پيامبر واجب مي‌باشد.

Noyabr 14, 2011 Posted by | Islam, اسلام | Bir şərh yazın

در غدير چه گذشت؟

http://www.shaaer.com/articles/viewarticle-28765.aspx

 

در غدير چه گذشت؟
واپسين ماههاى عمر پيامبر خدا(ص) همانند ابر رحمت از روى سر مردم آن روز مى‏گذشت. آن بزرگوار همراه هزاران ميهمان ديگر خانه خدا، كه از ضيافت رسمى حضرت حق برمى‏گشتند، به نزديكى سرزمين «جحفه‏» رسيد. در آخرين محدوده ميقات، جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و اولين پيام رسالت‏بعد از توحيد را، كه اهميتش به اندازه‏23 سال رسالت‏بود،
بر پيامبر(ص) ابلاغ كرد تا او براى آخرين بار پيام ولايت (1) را بازگويد و حجت را بر مردم آن روز و نسل‏هاى آينده تمام كند. از اينرو در آن جمعه مبارك در سه منزلى ميقات جحفه (2) فرمان تجمع حاجيان از بيت‏برگشته را صادر كرد. بلال اذان نماز را شروع نمود و پيامبر خدا(ص) كلام وحى نازل شده بر خويش را چنين زمزمه كرد:
يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته، و الله يعصمك من الناس ان الله لا يهدى القوم الكافرين (3) .
اى پيامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده كاملا به مردم برسان; اگر آن را [به جهاتى مانند تقيه و ...] ابلاغ نكنى، رسالت‏خداوند را انجام نداده‏اى. خداوند تو را از جميع خطرات [احتمالى] نگاه مى‏دارد و خداوند جمعيت كافران [لجوج] را هدايت نمى‏كند.
پس از اجتماع مردم، درست كردن جايگاهى از جهاز شتران براى پيامبر گرامى اسلام و برگزار شدن نماز ظهر به جماعت (4) ، رسول خدا(ص) در برابر آنان ايستاد، ولى ايستادنش هيات خاصى داشت; زيرا مى‏خواست وحى را ابلاغ كند و در آخرين حج‏خود به آنان بگويد كه، خلا وجودى رسالت را امامت پر خواهد كرد، وصايت جايگزين آن خواهد شد و زمين از حجت‏خالى نخواهد بود. شما در پناه زعامت وصى من به سعادت هميشگى خواهيد رسيد. او پرچمدار دينى، سياسى، اجتماعى و الهى شما خواهد بود و شما را به ساحل نجات خواهد رساند.
تثبيت امامت توسط پيامبر(ص)
پيامبر گرامى اسلام(ص) به خاطر حساسيت و موضع‏گيرى‏هاى بعضى از افراد در برابر اعلان وصايت على بن‏ابى‏طالب(ع) آن را براى مدتى پنهان داشته، و ابلاغش را به تاخير انداخته بود. حال تصميم داشت اين امر عظيم و پر بركت را اعلام كند. بنا بر اين سكوت مردم را شكست و سخنانش را چنين آغاز كرد:
ايها الناس انى قد نبانى اللطيف الخبير…
اى مردم، بخشنده نعمت‏ها و آگاه به دقايق خلقت‏به من خبر داد كه هر پيامبرى نصف پيامبر قبلى خويش عمر كرده است و من گمان دارم كه بزودى بايد دعوت خداى را اجابت كنم. همانا من و شما همگى مسؤوليم; آيا من رسالتم را به شما نرسانده‏ام؟!
همگى پاسخ دادند: ما گواهيم كه تو رسالت‏خويش را انجام دادى، ما را پند دادى و در راه خدا جهاد كردى; خداوند جزاى خير به شما عنايت كند.
بعد همگى خداى را بر گفتار خويش شاهد گرفتند. آنگاه پيامبر خدا(ص) فرمود: آيا شما بر اينكه خداوند تنها معبودى است، جز او معبودى نيست، محمد بنده و پيامبر اوست و بهشت و دوزخ و برانگيخته شدن بعد از مرگ امرى حتمى است،شهادت‏نداديد؟
همگى در جواب گفتند: آنچه را فرمودى مورد گواهى و اقرار ما است.
بعد فرمود: بارالها، خود بر تصديق اينان گواه باش.
سپس چنين ادامه داد: اى مردم، خداوند ولى و سرپرست و اختياردار من است و من بر شما و همه مؤمنان ولايت دارم. آگاه باشيد، هر كسى كه من ولى او بودم، على ابن‏ابيطالب[عليه السلام] مولاى او خواهد بود. پروردگارا، هر كس او را دوست دارد، دوست‏بدار و هر كس با وى دشمنى كند، دشمن بدار (5) .
واقعه غدير و راويان
روايات بيانگر واقعه غدير، خطبه پيامبر خدا(ص) و معرفى على بن‏ابى‏طالب به وسيله آن حضرت، متواتر است و بيشتر كتب تفسيرى و تاريخى اهل سنت و شيعه را فرا گرفته است. محدثينى چون ابوسعيد خدرى و عبدالله بن‏عباس، هر يك به طور جداگانه، حديث غدير را با يازده طريق نقل كرده‏اند و براء بن‏عاذب آن را با سه طريق باز گفته است; افراد ديگرى مانند جابر بن‏عبدالله انصارى، عمار ياسر، سلمان فارسى، عمر بن‏خطاب، زيد بن‏ارقم و همسرش نيز آن را نقل كرده‏اند (6) .
دانشمند عالى مقام، پاسدار بزرگ ولايت‏حضرت علامه امينى(ره) در اين باره چنين مى‏نويسد: حديث غدير را يكصد و ده تن از صحابه و ياران پيامبر خدا(ص) و نيز هشتاد و چهار نفر از تابعين نقل مى‏كنند.
آن بزرگوار سپس از سيصد و شصت نفر از نويسندگان و كتب معروف اسلامى نقل‏مى‏كند: حديث غدير از قطعى‏ترين روايات متواتر است. چنانچه كسى در تواتر اين روايت ترديد كند، نمى‏تواند هيچ حديث متواتر ديگرى را بپذيرد (7) .
امت در پرتو امامت
اعلان امامت على بن‏ابى‏طالب(ع) طرفداران اسلام ناب محمدى(ص) را مسرور كرده، سره را از ناسره و طالبان حقيقت را از جويندگان زر و زور جدا كرد. تزويرگرانى كه حالاتشان نشان‏دهنده معتقدات و بينش آنان بود. خداوند اين دو پيامد مهم را براى پيامبرش چنين بازگو مى‏كند:
اليوم ياس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم اخشون اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا (8) .
ياس و نااميدى كافران، كوردلان از خدا بى‏خبر كه اسلام حقيقى را پنهان داشتند را فرار گرفت، شما از [تحركات] آنان هيچ وحشتى به خود راه ندهيد و فقط از من بترسيد. [به مؤمنين بگو] امروز [با نصب امامت و رهبرى] دين شما را كامل و نعمتهاى خود را بر شما تمام كردم و اسلام را براى شما دين قرار دادم.
بعد از معرفى پيامبر خدا(ص) نيروهاى متعهد و مؤمن پيشواى خود را يافتند و سعى كردند در همه دوران كارهاى خود را بر محور وجودى امامشان انجام دهند. آنها حضرت على(ع) را چنان يافتند كه پيامبر(ص) فرموده بود:
على مع الحق و الحق مع على يدور معه حيثما دار (9) هر جا على وجود دارد حقيقت آنجاست و هر جا حقيقت است على آنجاست هميشه گفتار، كردار و وجود على بن‏ابى‏طالب(ع) محور حق است.
بدين ترتيب غدير روز بلوغ حق، عزت، شكوه و توان اسلام شد. در آن روز امامت عزت و اميد نبوت شد. مردم از عمق جان دست على را مى‏فشردند و مى‏گفتند: بخ، بخ لك يا على اصحبت مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنة (10) ; آفرين بر تو، آفرين بر تو اى فرزند ابوطالب; تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان با ايمان شدى.
حسان بن‏ثابت، شاعر معروف، آن روز از پيامبر خدا (ص) اجازه خواست و در باره واقعه بزرگ اسلامى چنين سرود:
يناديهم يوم الغدير نبيهم بخم و اسمع بالرسول مناديا فقال و من مولاكم و وليكم فقالوا و لم يبدوا هناك التعاديا الهك مولانا و انت ولينا فلن تجدن منا لك اليوم عاصيا فقال له قم يا على فاننى رضيتك من بعدى اماما و هاديا فمن كنت مولاه فهذا وليه فكونوا له اتباع صدق مواليا هناك دعا اللهم وال وليه و كن للذى عادى عليا معاديا (11)
پيامبر خدا(ص) آنان را در روز غدير ندا داد، چه نداى ارزشمندى. او فرمود: مولاى شما و سرپست‏شما چه كسى است؟ آنان بى‏درنگ گفتند: خداى تو مولاى ماست و تو سرپرست و ولى امر مايى. ما هرگز از فرمان تو سرپيچى نخواهيم كرد. در آن هنگام، پيامبر(ص) به على فرمود: برخيز من تو را انتخاب كردم تا بعد از من امام و رهبر باشى. بعد فرمود: هر كس من مولا و رهبر اويم اين مرد مولا و رهبر او خواهد بود; پس شما همگى، از سر صدق، از او پيرورى كنيد. بارالها، دوست او را دوست‏بدار و دشمن او را دشمن بدار.
رسول خدا(ص) از حسان بن‏ثابت تقدير و تشكر كرد و از خداوند خواست پيوسته او را با روح‏القدس تاييد كند (12) ; زيرا او از آرمان پيامبر(ص) كه تثبت جانشينى على‏بن ابى‏طالب بود حمايت كرده، مردم را نيز به حمايت طلبيد. اشعار او براى هميشه در تاريخ باقى ماند و سند عزت و افتخارش شد.
عيد غدير سنت جاويد
پيامبر خدا(ص) دوست داشت عيد غدير، كه جشن ولايت و تعيين رهبرى است، براى هميشه باقى بماند و مسلمانان در همه اعصار آن را زنده و جاويد بدارند; زيرا ياد على، نام على و غدير على چيزى جز استمرار رسالت و اسلام ناب محمدى(ص) نيست. در بسيارى از كتابهاى تاريخى چنين مى‏خوانيم: در روز غدير، بعد از انتصاب على بن‏ابى‏طالب(ع) به جانشينى پيامبر(ص)، رسول خدا در خيمه اختصاصى خويش نشست و فرمان داد امير مؤمنان(ع) در خيمه ديگرى به تنهايى بنشيند. سپس دستور داد تا همه مردان، يكى پس از ديگرى، داخل خيمه آن حضرت شوند و بر امام و رهبر آينده خويش تبريك و تهنيت گويند. چون مردان همگى تبريك گفتند، رسول خدال(ص) به زنان نيز فرمان داد تا داخل خيمه آن حضرت شوند و تبريك گويند. پس زنان نيز تبريك گفتند (13) .
اين فرمان پيامبر خدا(ص) معنايى جز بيعت نداشت. آن حضرت دوست داشت اين سنت الهى براى هميشه در ميان مسلمانان باقى بماند و عيدى از اعياد مسلمين شود.
امام صادق(ع) در جمع يارانش بود; از عيد غدير و هجدهم ذى‏حجه سال دهم هجرى سخن به ميان آمد، آن حضرت از جدش پيامبر خدا(ص) چنين نقل كرد:
يوم الغدير افضل اعياد امتى و هو اليوم الذى امرنى الله – تعالى ذكره – فيه بنصب اخى على بن‏ابى‏طالب علما لامتى يهتدون به من بعدى و هو اليوم الذى اكمل الله فيه الدين و اتم على امتى فيه النعمة و رضي لهم الاسلام دينا (14) ;
برترين عيدهاى امت من روز غدير است و آن روزى است كه خداوند مرا امر كرد كه على [عليه السلام] را رهبر امت اسلامى قرار دهم تا مردم بعد از من به وسيله او هدايت‏شوند; و آن روزى است كه خداوند [با اعلام وصايت و امامت على(ع)] دين خويش را كامل و نعمت‏هايش را بر امت تمام كرد; و دين اسلام را [به عنوان آيين هميشگى] براى آنان انتخاب كرد.
«امام رضا(ع) و عيد غدير» فياض بن‏محمد طوسى، كه 90 سال از عمرش گذشته بود، در سال‏259 ه.ق در طوس در برابر جمعى چنين گفت: روز عيد غدير همراه گروهى در خدمت على بن‏موسى‏الرضا (عليه السلام) بوديم. آن حضرت به مناسبت عيد غدير همه ما را جهت افطارى نگه داشت، براى خانواده‏هاى اين گروه غذا فرستاد و لباس و انگشتر و نعلين هديه كرد. آنگاه درباره فضيلت روز غدير و آنچه پيش آمده بود سخن گفت و از پدر گرامى و اجدادش چنين نقل كرد: در زمان جدم اميرالمؤمنين (عليه السلام) عيد غدير با روز جمعه مصادف شد، حضرت آن روز نماز جمعه را اقامه كرده، خطبه‏اى مفصل خواند و مردم را به برپا داشتن عيد ولايت و وصايت‏بسيار تشويق و ترغيب كرد. آنگاه حضرت رضا(ع) خطبه جدش را براى ما نقل كرد (15) .
پس برگزارى عيد سعيد غدير خواسته پيامبر خدا(ص) اهل بيت(ع) و همه مسلمانان بوده است. از سوى ديگر، بنى‏اميه و بنى‏عباس همواره سعى مى‏كردند مراسم عيد سعيد غدير به فراموشى سپرده شود، زيرا احياى اين سنت الهى چيزى جز مشروعيت‏حكومت اهل بيت – عليهم السلام – نبود. از اين رو تا نيمه قرن چهارم اين شعار اسلامى از سوى حكومتها فراموش شده بود. سر انجام وقتى كه آل‏بويه قدرت پيدا كرد، عيد سعيد غدير را رسميت‏بخشيد. در سال 352 ه.ق معزالدوله مراسم عيد غدير و نيز سوگوارى عاشورا در دربار برپا كرد. در سايه حكومت آل‏بويه اين مراسم بتدريج در گوشه و كنار علنى شد (16) .
به هر حال، عيد سعيد غدير در تاريخ فراز و نشيب بسيار ديده است و اين خود بر اصالت اين شعار اسلامى و الهى گواهى مى‏دهد.
فاطمه زهرا(س) براى احياى حادثه غدير و تعيين وصايت و ولايت، كه خواسته ديرينه رسول خدا(ص) بود، بعد از رحلت پدر در كنار قبور شهداى احد به محمود بن‏لبيد فرمود:
«و اعجبا اعجبا انسيتم يوم غدير خم؟… اشهد الله تعالى لقد سمعت رسول الله [صلى الله عليه وآله] يقول: علي خير من اخلفه فيكم، و هو الامام و الخليفة بعدى… (17) »
شگفتا، آيا حادثه عظيم غدير خم را فراموش كرده‏ايد؟!… خدا را گواه مى‏گيرم خود شنيدم كه رسول خدا(ص) فرمود: على بهترين كسى است كه او را در ميان شما جانشين خود قرار مى‏دهم، على [عليه السلام] امام و خليفه بعد از من است…
امروز نيز جشن گرفتن عيد سعيد غدير چيزى جز احياى شعائر اسلامى نيست. برگزارى اين عيد پيامبر و اهل بيت (عليهم السلام) را خوشحال مى‏كند; پس لازم است در هر كوى و برزنى پرچمهاى شادى برافراشته شود، مؤمنان به ديدار يكديگر بشتابند و اين روز را تبريك گويند.
—————————————————————————————————–
پى‏نوشتها:
1ء – در تفسير آيه شريفه: و انذر عشيرتك الاقربين (خويشان نزديك خود را هشدار ده) آمده است كه پيامبر خدا (ص) در اولين مرتبه ابلاغ نبوت در برابر چهل نفر از خويشاوندان خود بعد از ايمان آوردن على(ع) او را جانشين و خليفه بعد از خود انتخاب كرد. الكامل و التاريخ، ابن اثير، ج 2، ص‏63; مسند احمد بن‏حنبل، ج 1، ص 111; حقايق پنهان، احمد زمانى، ص 15.
2- در نزديكى جحفه غدير خم با فاصله سه ميل (5670 متر) واقع شده، در آنجا چشمه آبى جارى بوده، درختان زيادى وجود دارد. پيامبر خدا(ص) در برگشت از حجة‏الوداع على بن‏ابى‏طالب(عليه السلام) را به مقام وصايت و جانشينى خود منصوب كرد. معجم معالم الحجاز، عاتق بن‏غيث البلادى، ج 2، ص 124; جمهرة اللغة، زكى احمد صفوت، ج 1، ص 108.
3- مائده /67.
4- چون پيامبر خدا(ص) همانند ديگران در سفر بود نماز ظهر را به جماعت‏خواند نه جمعه.
5- اصول كافى، ج 1، ص 295، ح‏3; تهذيب، ج‏3، ص‏263، ح‏66; بحارالانوار، ج‏23، ص 141، ح 92.
6- الميزان، ج‏6، ص 60 – 61.
7- الغدير، ج 1، ص 151 – 14.
8- مائده /3.
9- شرح نهج البلاغه، ابن‏ابى‏الحديد،ج‏18،باب‏77،ص‏72.
10- بحارالانوار، ج 21، ص 388.
11- محمد بن‏على بن‏شهرآشوب، مناقب آل ابى‏طالب، ج‏3، ص‏37; الغدير، ج 2، ص 34; بحارالانوار، ج 21، ص 388; علماى اهل سنت همچون خوارزمى مالكى و گنجى شافعى و جلال الدين سيوطى نقل كرده‏اند.
12- بحارالانوار، ج 21، ص 388.
13- الغدير، ج 1، ص 271; از ميان كسانى كه به آن حضرت تبريك گفت عمر بن‏خطاب بود. او به آن حضرت دست و داد و گفت، هنيئا لك يا ابن ابى‏طالب…مبارك و گوارا باد بر تو مقام وصايت و امامت، اى پسر ابوطالب.
14- بحارالانوار، ج‏97، ص 110; علامه مجلسى(ره) در موسوعه گرانقدر خويش – بحارالانوار – بابى به نام باب فضل يوم الغدير و صومه باز كرده و روايت مختلفى آورده است.
15- بحارالانوار، ج 94، ص 112.
16- كامل ابن‏اثير، ج 8، ص‏549.
17- علامه شمس الدين جزرى، اسمى المناقب، ص 32; بحارالانوار، ج‏36، ص‏353; كفاية الاثر، ص‏26; نهج الحياة، ص 38; غاية المرام، ص‏96; احقاق الحق، ج 1، ص‏7،26; حديث فوق را فاطمه معصومه – سلام الله عليها – دختر موسى بن‏جعفر(ع) نقل كرده است.
————————————————————————————————–
منابع :
1) ماهنامه كوثر شماره 2
2) سايت : http://www.al-shia.com
نويسنده : ‌احمد زمانى

Noyabr 14, 2011 Posted by | Islam, اسلام | Bir şərh yazın

میعادگاه یوسف زهرا :: آثار دعا برای فرج امام زمان(عج)

http://www.yoosofezahra.mahdiblog.com/article-132.html

 

Noyabr 14, 2011 Posted by | Islam, اسلام | Bir şərh yazın

– دعا نامازدا دوعا قونوت دا -دعا در قنوت ناماز قونوت دا نه دعاسی اوغیاغ -پرسش و پاسخ – سوالات با كلمه كليدي

http://www.porseman.org/q/keyword.aspx?keyword=%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D9%8A%20%D9%82%D9%86%D9%88%D8%AA

این دعا در قنوت از حضرت رضا علیه السلام روایت شده است :
«اللهم صل علی محمد وآل محمد اللهم اهدنا فیمن هدیت وعافنا فیمن عافیت وتولنا فیمن تولیت وبارک لنا فیما اعطیت وقنا شر ما قضیت فانک تقضی ولا یقضی علیک انه لایذل من والیت ولا یعز من عادیت تبارکت ربنا وتعالیت» .
پروردگار بر محمد وال محمد درود فرست خدایا مارا درمیان کسانی که هدایت یافته اند هدایت نما ,وبا کسانی که عافیت یافته اند عافیت عنایت فرما وما را با کسانی که دوست میداری (ویا درتحت ولایت خود قرار داده ای)دوست بدار (ویا در تحت ولایت خودت قرار ده )و انچه را به ما داده ای برای ما مبارک کن , وما را از بدی قضا وقدرت حفظ نما پس هماناتو حکم مینمایی وکسی بر تو حکم نمی کند همانا کسی که را که تو دوست بداری (ویا در تحت ولایت تو باشد) ذلیل نمی شود وکسی را که تو دشمن بداری عزیز نمی شود , مبارکی تو پرورگارا ومتعالی هستی . {عیون اخبار الرضا 1/195}.

 

چند دعا براي قنوت و سجده آخر نماز بگوييد؟

مستحب است در قنوت نماز اين ذکر خوانده شود: «لا اله الا الله الحليم الكريم لا اله الا الله العلى العظيم سبحان الله رب السموات السبع و ربّ الارضين السبع و ما فيهن و ما بينهن و ربّ العرش العظيم و الحمد للّه ربّ العالمين» و نيز آيه شريفه: «ربّنا اغفرلى و لوالدىّ و للمؤمنين يوم يقوم الحساب». هم چنين آيه شريفه: «رَبّنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنك رحمة انك انت الوهّاب».در سجده خواندن اين دعاها خوب است: 1- «يا لطيف ارحم عبدك الضعيف، يا جليل ارحم عبدك الذليل».اي خداي مهربان به بنده ضعيفت رحم كن،اي خداي بزرگ ،به بنده ذليلت رحم نما. 2- «يا ولى العافية، اسئلك العافية، عافية الدين والدنيا والاخرة، بجاهِ محمدٍ و عترته الطاهرة، صلواتك عليهم اجمعين».ايخداي صاحب عافيت از تو عافيت مي خواهم براي دين ودنيا وآخرتم.به عظمت وجاه وجلال محمد وعترت پاكش كه درود تو بر همه انها باد. 3- «اللهم انى اسئلك الراحة عند الموت والمغفرة بعد الموت والعفو عند الحساب». از تو راحتي هنگام مرگ وجان دادن وبخشش پس از مرگ وگذشت هنگام محاسبه اعمال ،مسئلت مي كنم. 4- «يا من له الدنيا والاخرة ارحم من ليس له الدنيا والاخرة». اي كسي كه مالك دنيا وآخرتي،رحم كن بر كسي كه نه دنيا دارد نه آخرت. 5- «رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت الاعزّ الاجلّ الاكرم».پروردگارا بيامرز ورحم نما ودر گذر از آنچه (از من ميداني)بدرستي كه توعزيزو بزرگوار وكريمي. 6- «يا خير المسؤولين و يا خير المعطين، ارزقنى وارزق عيالى من فضلك فانك ذوالفضل العظيم»اي بهترين سؤال شده گان واي بهترين پاسخ دهنده وبخشندگان،بمن وعيالم از فضل خود روزي بدهبدرستي كه توصاحب فضل عظيم هستي.

 

 

 

 

 

Noyabr 14, 2011 Posted by | Islam, اسلام | Bir şərh yazın

فضیلت دعا و شرايط لازم براي استجابت دعا

خداوند متعال می فرماید:« خدایتان گفت مرا بخوانید تا برایتان استجاب کنم» (غافر/60) یعنر هر گاه مرا بطلبد یا دعا کند من حتماً دعایش را پاسخ می دهم ، سپس فرمود:« به یقین کسانی که در برابر بندگی من برتری می جویند با خواری به جهنم درخواهند آمد» یعنی کسی که در برابر عبادت من تکبر می ورزد و مرا فرا نمی خواند در دوزخ است، اما کسی که مرا فرا می خواند من برایش پاسخ خواهم داد.

 

چگونگی دعا

به چگونگی دعا و روشی که با آن دعا میکنی بنگر؛ بایددعا با مهربانی، فروتنی و کرنش باشد، نه با تکبر، گستاخی و بی باکی.

وقتی دستانت را به سوی خدا بلند می کنی و می گویی : من به، من به تو نیازمندم، باید دعایت با فروتنی، کرنش، خواری و اشک همراه باشد. این والاترین لحظه ی عبودیت است که به تو می فهماند به خداوند نیاز داری. تو به او می گویی: من کسی جز تو را ندارم، به خواسته ام پاسخ بده که تو بر هر خواسته ای توانا هستی. حتی اگر نیازمند خواسته  و چیز خاصی نیستی باز هم دعا و فروتنی در آن، جهت بندگی خدا پسندیده است.

 

دعا خواسته و عبادت است

یعنی تو به وسیله ی دعا عبادت می کنی .

رسول الله _ صلی الله علیه و آله و سلم_  می فرمایند:» هر کس از خداوند نخواهد خدا بر او خشم می گیرد»و نیز فرموده است:« از دعا ناتوان نشوید که هیچ کس با وجود دعا نابود نمی گردد.

خداوند می گوید:« من نزد گمان بنده ام به من هستم» یعنی گمان خدا به تو دقیقاً همانند گمان تو به خداست ، و هر گونه این گمان باشددعا نیز همان گونه است.

شرایط اجابت

 1-یقین به اجابت هنگام دعا

رسول الله _ صلی الله علیه و آله و سلم_میفرماید:« در حالیکه خدا را بخوانید که به اجابت یقین داشته باشید»ونیز میگوید: «هرگز کسی در دعایش نوید:خدایا اگرخواستی به من چنین عطا کن،بلکه باید در خواسته مصمم باشد .یعنی اگرمیخواهی از آتش آزاد شوی باید دعایت با عزم و راسخ باشد و در حالی که به اچجابت یقین داری دعا کن ، به دعا های پیامبران گوش کن که همه اش با یقین به اجابت همراه است:

زکریا – علیه السلام -گفت: :« خدایا از دعای تو به من بی بهره نبوده ام» (مریم/4)، یعنی هر گاه تو را فراخواندم همواره به من پاسخ داده ای. هم چنین دعای ابراهیم- علیه السلام –که فرمود:« به یقین خدایم بسی شنوای دعاست» (ابراهیم/39)، یعنی دعا کن و به پاسخش مطمئن باش.

کسی را می شناسم که به عمره رفت تا برای دوستش که او را بسیار دوست داشت و در مصر بود دعا کند ، وقتی برگشت دید خدا دوستش را به سوی صلاح و خیر هدایت کرده است. این زمان را ببین که تنها دو هفته بوده و دعا اجابت شده است، چرا؟ چون با اخلاص و نیت درست و با اعتماد به خداوند دعا کرده بود.کسانی هستند که از خداوندفرزند درخواست می کنند ، سال های بسیاری می گذرد و دعایشان اجابت نمی شود، ولی روزی که در آن دعا صادقانه باشد خداوندمستجاب می کند و به آنان فرزند عطا می نماید، این برخدا سخت نیست، چون او برهر خواسته ای تواناست.

2.      کرنش و فروتنی در برابر خدا هنگام دعا

عبدالله بن عمر  می گوید:من میدانم که کی دعا اجابت می گردد، به او گفتند: چگونه؟ گفت:وقتی دل کرنش کند، اندام ها بلرزد و اشک سرازیر شود ، دعا اجابت می گردد.

علمامیگویند: هرکه دلش را هنگام دعا جمع کند خواسته اش اجابت میشود.به کرنش و فروتنی در پیشگاه خدا بنگرید. اجابت دعا به میزان تواضع خواهدبود. با خواری نزدش برو، تو را با عزتش لبریز میکند، با نیازمندی به سویش برو ، تو را با بی نیازی خود بهره مند مینماید ، با ناتوانی به پیشگاهش روی آور با توانش تو را می پذیرد. اما ابن حنبل میگوید آیا میدانید کی دعا اجابت میشود؟ اگرمردی دردریای مواج از کشتی سقوط کند و بین راه خود را به چوبی آویزان کند و بگوید: خدای من، اگرهمانند آن مرد دعا کنید حتماً برای تان اجابت می شود.

خداوندمیفرماید:« یا چه کسی به زیان دیده در وقتی که او را فرا خواند پاسخ  می دهد؟»(نمل/62) . درمانده در برابر خدا فروتن است.

ناله ی گنهکار نزد خدا از تسبیح ریاکار محبوب تر است،ای گنهکاران، ای صاحبان گناهان بزرگ، از خدا بخواهید تا شما را بیامرزد.

3.      پرهیز از شتاب

رسول الله _ صلی الله علیه و سلم_ میفرماید: دعای هر یک از شما اجابت می شودتا وقتی که شتاب نکنید»

یعنی میگویی دعا کردم و دعا کردم ولی برایم اجابت نشد، و دعا را رها می کنی، ممکن است کسی ده سال دعا کند که مثلاًخداوند برادر ، پسر یا خواهرش را هدایت کند ، تا سرانجام برایش اجابت می شود، بنا بر این برای اجابت عجله نکن، این مانند کسی است که میوه ای را می کارد و توقع دارد که سریع بهره دهد، این نشدنی است، چون میوه وقتی می رسد که خداوند تعیین کرده است، دعا نیز چنین است؛وقتی اجابت می شود که خداوند برایش تخصیص داده است.گاهی برای مصلحت تو دعا زودتر اجابت می شود و گاهی خواسته ات را به تأخیر می اندازد تا صدایت را که با فروتنی و کرنش ناله سر می دهی بشنود.

در روایتی آمده  که خداوند متعال گفت:ای جیریل ، بنده ام مرا فرا خواند؟می گوید: بله ای خدا ، آیا بنده ام در برابرم کرنش کرد؟ می گوید: بله خدایا ، میفرماید: ای جبریل ، خواسته ی بنده ام را به تأخیر بینداز
، زیرا دوست دارم که صدایش را بشنوم .

4.      حلال خوری

اگر هر کدامتان در مالش تردیدی دارد باید فوری وهم اکنون  خمس و زکاتش را بپردازد، چون صدقه اموالتان را پاک می کند، و این بسیار مهم است.در روایتی آمده است رسول الله _ صلی الله علیه و سلم_«… سپس کسی را نام برد که سفرهای طولانی در راه خدا دارد ، ژولیده مو و خاک آلود است، پریشان است و خدا را با فروتنی فرا می خواند، اما خوراکش حرام است، پوشاکش حرام است و با حرام تغذیه شده است، پس چگونه برایش اجابت می شود» بنابر این دارایی هایتان را بپیرایید، صدقه بدهید و زکات تان را بپردازید تا خداوند دعای تان را پاسخ دهد.

آغاز کردن دعا با صلوات

دعاا را با صلولت بر پیامبر و اهل بیشتش شروع و تمام کنید .

چرا که صلوات مورد اجابت خداست و  از کرامتش دور است که واسته مابین آن را اجابت نکند.

 

دعا بر دیگر برادران دینی

 

بر اساس روايات اسلامي، انتخاب وقت شريفْ دعا را به اجابت نزديكتر مي كند؛ و اين زمانها از اوقات شريف است: در بين ساعات، سحر؛
# در بين روزهاي هفته، روز جمعه، خصوصاً آخرين ساعت آن؛
# در بين شبهاي هفته، شب جمعه؛
# در بين ماه ها، ماه مبارك رمضان؛
# در ميان روزهاي سال، روز عرفه.
ديگر اوقات سفارش شده براي دعا عبارت است از: روز چهارشنبه، در بين ظهر و عصر؛ وقت نماز عشاء؛ يك سوم آخر شب؛ چهار شب كه عبارت اند از: شبِ اول ماه رجب؛ نيمة شعبان؛ عيد فطر؛ عيد قربان؛ شبهاي قدر و احيا؛ به هنگام وزش باد؛ به هنگام نزول باران؛ به هنگام ريختن اولين قطره از خون شهيد؛ از طلوع فجر تا طلوع آفتاب (بين الطلوعين)؛ به هنگام اذان؛ در بين اذان و اقامه؛ بعد از تلاوت قرآن ؛ در نماز وتر؛ بعد از فجر (اذان صبح)؛ بعد از مغرب؛ بعدازظهر.
بعضي از مكانها نيز به سبب شرافتي كه در نزد خداوند دارند دعا را به اجابت نزديكتر مي كنند. بر اساس روايات، سرزمين عرفات و حرم الهي و كعبة معظم و مساجد و در جوار قبور مقدس ائمة طاهرين : ، خصوصاً مرقد مطهر حضرت اباعبد اللّه الحسين (ع) ، از مكانهاي شريف براي دعاست.
در حديث است كه خداوند سبحان در عوض شهادت حضرت امام حسين (ع) چهار ويژگي به ايشان عطا كرده است:
# شفا در تربتش؛
# اجابت دعا در زير گنبدش؛
# ادامة سلسلة امامت در نسلش؛
# جزءِ عمر به حساب نيامدنِ اوقات زيارت حرمش.

 

 

« الهم اِنَّکَ عَفُّوٌّ تُحِبُّ العَفوَ فاعفُ عَنّی»

«خدایا تو عفوکننده و بزرگوار هستی و عفو را دوست داری، پس مرا عفو کن».

«عَفُوّ»صیغه ی مبالغه از عفو است، یعنی زیاده روی در عفو و پاکسازی، چون او در می گذرد و در می گذرد و در می گذرد ،گذشت می کند و گذشت می کند تا محو و پاک می کند. ولی «غفور»  در می گذرد چشم می پوشد تا تو را به خاطر گناه محاسبه نکند. بنابر این «غفور»   هرگز تو را کیفر نمی دهد، ولی «عَفُوّ»به طور کامل پاک می کند و گذشت می نماید.

در مثال: کردار نامه ی فلانی روز رستاخیز لبریز از گناه و بدی است و جلوی هر گناهی کیفرش ثبت شده است، در پایان کردار نوشته شده : فلانی هرگز کیفر نمی بیند، این همان غفور بودن است ، ولی «عَفُوّ» کردار نامه را پاره می کند و روز قیامت در نامه ی فرد هیچ چیز نوشته نشده و صحیفه اش سفید است،و از ریشه پاک کرده است.

آیه ی شریفه
رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ / 10 : حشر
ترجمه
… پروردگارا، بر ما و بر آن برادرانمان كه در ايمان بر ما پيشي گرفتند ببخشاي و در دلهايمان از كساني كه ايمان آورده اند [ هيچ گونه ] كينه اي مگذار. پروردگارا، راستي كه تو رئوف و مهرباني.
شرح تفسیر
امام سجاد (ع) در مقام درخواست عفو و رحمت الهي به درگاه خدا عرضه داشته اند: «خدايا، بر محمد و آلش درود فرست و شهوت مرا به حرام در هم شكن و مرا به گناه بيرغبت كن و از آزار هر مرد و زن مؤمن و مسلمان بازدار. خدايا، اگر يكي از بندگان تو به ناروا مرا آزرده و آبروي مرا بناسزا برده و حق مرا برده و مرده و يازنده است و حق من در نزد او باقي مانده است، پس او را در ستمي كه به من كرده بيامرز و از حقي كه از من برده درگذر و كارهايي را كه در حق من روا داشته به يادش مي آور و دربارة آن رسوايش مكن؛ و اين گذشت رايگان و بخشش بي دريغ مرا بي آلايش ترين صدقه و ارجمندترين بخششي گردان كه تصدق كنندگان و توبهجويان به درگاه تو ميبخشند؛ و در عوضِ گذشتن من از آنها، تو نيز مرا عفو كن و به ازاي دعاي من در حق آنها مرا ببخش تا هر كدام از ما به فضل تو سعادتمند گرديم و به نعمت تو رستگار شويم

Noyabr 14, 2011 Posted by | Islam, اسلام | Bir şərh yazın

►▓╗▫ غروب ماتم(ويژه 28صفر) نرم افزار مالتي مدياي جديد اسك دين ▫╔▓◄ – گفتگوی دینی

http://www.askdin.com/showthread.php?t=10398

نرم افزار مالتي مدياي «غروب ماتم» تقديم همه عاشقان مي گردد

در اين نرم افزار به حدود سي سوال و شبهه پيرامون زندگي فردي و سياسي اين سه بزرگمرد خاندان عصمت و طهارت(ع) پاسخ داده شده است.

قابليتها :

– حجم كم
– بدون نياز به نصب
– تهيه شده به صورت مالتي مديا
– قابل اجرا در تمامي سيستمهاي عامل
– حاوي لينك دريافت تمامي نرم افزارهاي رايگان انجمن
– حاوي لينك دريافت تمامي كتابهاي رايگان انجمن به ترتيب الفب
ا

دانـــــــــــلود با حجم 2.24 مگا بايت
دانـــــــلود صوت نرم افزار با حجم 495 كيلو بايت


توضيح : در صورت تمايل به استفاده از صوت نرم افزار ، پس از دانلود صوت ، آنرا در كنار نرم افزار قرار دهيد.

فایل های پیوست شده
نوع فایل: exe ghroob-matam.exe (2.24 مگابایت, 891 نمایش)
نوع فایل: mp3 28safar.mp3 (495.5 کیلو بایت, 568 نمایش)

Fevral 7, 2011 Posted by | Islam, اسلام | Bir şərh yazın

İzlə

Hər yeni yazı üçün e-poçt qutunuza göndəriş alın.